محمد قنبرى
29
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
قدام ، ليس في وثاقته لأحد كلام ولا فى مكانته عند أئمة الأنام . « 1 » 11 . مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى دربارهء كتاب كافى مىنويسد : وهو أجلّ الكتب الأربعة الأصول المعتمدة عليه ، لم يكتب مثله في المنقول من آل الرسول لثقة الاسلام محمد بن يعقوب الكلينى . . . . « 2 » بنابر اين ، اظهار اينكه او فردى عامى و كاسب دوره گرد بوده و يا گفتارش ارزش روايى ندارد ، اهانتى است به علم و حديث . « 3 » 2 . نه هر حديث صحيحى قابل عمل است و نه هر خبر ضعيفى متروك چنانكه در پايان اقسام حديث ، متذكر شديم : درست است كه حديث ، از لحاظ سند به چهار قسم كلى : صحيح ، حسن ، موثق و ضعيف تقسيم مىشود ، اما معنى اين تقسيم ، اين نيست كه تنها خبر صحيح ، قابل عمل است و اقسام ديگر آن را بايد دور انداخت . خير ، اين تقسيم ، تنها تبيين ارزش ذات حديث است از جهت سند آن ، و گرنه چه بسا ممكن است حديثى از جهت ذات و سند ، صحيح باشد ولى به واسطه قرائن خارجيه قابل عمل نباشد و همچنين چه بسا ممكن است حديثى از لحاظ سند ضعيف باشد ولى به واسطه قراين ديگر ، قابل عمل و اعتبار باشد . ما در اينجا دو اظهارنظر از دو متخصص علم رجال و فقه كه از اعاظم دانشمندان اسلامى ما هستند در تأييد مطلب فوق نقل مىكنيم : الف . علامه مامقانى در كتاب نفيس مقباس الهدايه ضمن بيان اينكه : تطاول روزگار و پنهان ماندن قراين و مشتبه شدن امور ، موجب شده كه متأخرين ، اصطلاح جديدى براى تميز اخبار معتبر از غير معتبر ، اختراع كنند ، دربارهء حد و مرز اعتبار و عدم اعتبار روايت از جهت سند متذكر مىشود كه : منظور آنها از اين كار ، تنها ضابطه قرار دادن براى اعتبار و عدم اعتبار روايت از جهت رجال سند بدون در نظر گرفتن قراين
--> ( 1 ) . روضات الجنات ، ج 6 ، ص 112 . ( 2 ) . الذريعة ، ج 17 ، ص 245 . ( 3 ) . لازم است دربارهء دورنمايى از شخصيت كلينى و ستايشى كه از او و كتابش شده به كتب رجال و تراجم به خصوص مقدمه كتاب كافى ، چاپ تهران ، سال 1374 ق نوشته حسين على محفوظ و مستدرك الوسائل ، ج 3 ، مقدمه چهارم مراجعه شود .